
همه عمربرندارم سرازاین خمارمستی
که هنوزمن نبودم که تودردلم نشستی
طی یک مراسم بسیارساده وبه دورازهرتجملی کنارهم نشستیم وعاقدخطبه عقدروخوند.
احساس گنگ ومبهمی داشتم ونگران ازآینده،ناگهان مادرم گفت:پرگــــــل حواست کجاست!بله روبگو.
گفتم:باتوکل برخداوبااجازه پدرومادرم بله!
همه دست زدن وامضاهاگرفته شد.
ناگهان دستم روگرفتی وگفتی:بالاخره مال من شدی!قول میدم خوشبختت کنم.
اونجابودکه دوست داشتن راحس کردم ودیدم طپش ضربان قلبم زیادشد.
حال سال هاست که ازآن روزهامی گذردوباآن که روزهای سخت وخوبی رادرکنارهم گذراندیم.
بازهم دوستت دارم.
"ابوالفضل"بدجنس وشیطون من سالگردازدواج مون مبارک.
نظرات شما عزیزان:
بــوבِند و نقــش بســتنـבِ
בِیــوارِ زنــבِگـے را زینگونه یــاבِگـــــــاران
وین نغــمه ـے محبت
بعـבِ از مــن و تــــو مانَـבِ
تا בِر زمــانه باقیــست آوازِ بــاבِ و بــــــاران
ولی رمز شکست این است که
سعی کنم همه را راضی کنم.
البته این روزها همیشه می آیند اما آنچه که تنها یکبار آمدنی است و ما به راحتی از کنار آن عبور می کنیم، عمر با ارزش انسان است.
یک دمی است که با شادی و لذت از زندگی باید از آن نهایت استفاده را کرد، در غیر اینصورت باید از کنار آن گذشت و به فکر آینده بود. دریغ و حسرت برای لحظه های از دست رفته تنها لحظه های باقی مانده را به کام ما تلخ می کند.
به قول خیام که می گه
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.